مجنون بی لیلی

نگو بار گران بودیم و رفتیم نگو نا مهربون بودیم و رفتیم آخه اینها دلیل محکمی نیست بگو بی معرفت بودیم و رفتیم


استکان از دستم افتاد و شکست
پدرم ناراحت شد , مادرم حرص خورد
برادرم گفت حیف قشنگ بود
خواهرم گفت مال من بود
اما وقتی قلبم شکست هیچ کس چیزی نگفت


وقتی عشقت تنهات گذاشت ناراحت نباش  , فقط شرمنده ی قلبت باش که بهت اعتماد کرده

(دستم شكست)از وبلاگ عشق نوشته مجنون مجنونی

دلم برات تنگه

من اشکامم ازم خستن
چشمام از گریه هم سیرن!!!!
کجاییییییییییی؟؟

دیگه شاید روزای آخرمه ُدارم دق میکنم ُزندگی داره انتقامت رو از من میگیره .اگه یکبار دیگه به دنیا بیام سعی می کنم تو رو یکبار هم نبینم چون بدون تو میمیرم .این روزا نفسم در نمی یاد سمانه برام دعا کن.زودتر خلاص شم.