نمی خواستم نام چنگیز را بدانم

نمی خواستم نام نادر را بدانم

نام شاهان را

محمد خواجه وتیمور لنگ

نام خفت دهندگان را نمی خواستم وخفت چشیدگان را.

می خواستم نام تو را بدانم .

وتنها

نامی را که میخواستم

ندانستم.

(شاملو)

سلام مهربونم چطوری میدونم خوابی خدا کنه بی اضطراب بخوابی من که خیلی برات دعا می کنم .البته اگه قابل باشم.راستی امشب مسابقه فوتبال داشتیم مساوی کردیم ولی باور کن خیلی خوب بازی کردم .میدونی رنگ لباس ما قرمزه همون رنگی که تو خیلی دوسش داشتی .فردا باید برم سر کار تا سحر هم چیزی نمونده ولی این روزا دیگه دیگه حالم از همیشه بدتره نمی دونم چرا .فقط دعا می کنم تو منو ببخشی ومن برم از این دنیا داغ غم نبودنت خیلی داره اذیتم می کنه ولی دعای هر شبم خوشبختی توه مهربونم .خیلی سخته آدم براکسی بنویسه که شاید هیچوقت نه این نوشته ها رو بخونه ونه بخواد آدم رو ببینه ولی تا آخر عمرم برات می نویسم حتی اگه یه کلمش رو هم نخونی ولی وصیت می کنم بعد مرگم همش رو برات پست کنن شایدم این کارو نکردو ولش کن دوست دارم همون که خودم می دونم کافیه .

(خدا کنه بیایی خدا کنه )

البته هر چی صلاحه اون بالاییه خدایا رازیم برزایت .

شب بخیر گلم .