کجایی که ببینی من هنوزم
دارم تو حسرت چشات میسوزم
شب وروز دنبال 1راه چاره ام
که بازم پامو تو قلبت بذارم
کسی جات و نمیتونه بگیره
برای گفتن این حرفا خیلی دیره
میدونم که دیگه دوسم نداری
ولی تو توی قلبم موند گاری
دردناکترین درد در زندگی مردن نیست ،بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی.
عزیزتراز جانم تو این شبهای محرم خیلی دلم هواتوکرده وهمش از خدا می خوام آرومم کنه مهربونترینم.
+ نوشته شده در جمعه چهارم دی ۱۳۸۸ ساعت 2:35 توسط علی امینی
|