نامهای از علی شریعتی
نامهای از علی شریعتی: سقف آسمان بر سرم افتاده
نوشته شده در اوایل سال ۱۳۵۰ شمسی. «... من نه یک بورژوایم که «رفاه» طبقاتی مرا به دردها و تنهائیهای موهوم احساساتی دچار کند که زاده بیدردی است و نه یک شاعرمسلک عاشقپیشه و یا عارف طریقت که حرفهای عرفانی یا احساساتی و خیالی بزنم و به رمانتیسم لامارتینی یا بکتبازیهای رایج اخیر مبتلا شوم بلکه تمام عمرم را بر سر یک حرف گذاشتهام و با اینکه به همه درها و پنجرهها سر میکشم یک گام از راهی که از آغاز راه رفتنم بر آن میرفتهام کج ننهادهام و میکوشیدهام—گرچه بودا را در دلم پنهان کردهام و با روسو (حداقل) و با پاسکال و بیشتر از همه با لوپی شاعر چین قدیم خویشاوندم—زبانم را به دکارت بسپارم و قلمم را به لوتر و کالون و در نتیجه شدهام دورگهای که یک رگم به هند میرود و یک رگم به سینا و حرا و دلم پوشیده در بنارس میتپد و عقلم در مدینه بومی شده است و به طواف کعبه مشغول است.»